بندبنددل بنده به بندبنددلت بنده دلبند بنده دلم برات تنگه!
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رسانی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو
گهگاهی که تو یادم بکنی هم کافیست
وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت :
نور….صدا….حرکت …. و من برای بدست اوردنت چه نقشهاکه بازی نکردم!!
خاک بر سرِ تمامِ این کلمات
اگر تو از میانِ تمامشان
نفهمی من دلتنگم . . . !